• 1405/01/06 - 09:33
  • 32
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه

یادداشت| از «پشت جبهه» تا «خط مقدم اجتماعی»/ بازتعریف راهبردی نقش زنان در معادلات نوین جنگ

عابدین‌سیاحت اسفندیاری، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سیرالئون نوشت: زن ایرانی که در گذشته، تکیه‌گاه عاطفی خانواده تعریف می‌شد، امروز این نقش را به سطح جامعه تسری داده و به «تکیه‌گاه روانی و هویتی اجتماع» بدل شده است.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، عابدین‌سیاحت اسفندیاری، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سیرالئون:

تحلیل نقش زنان در بستر منازعات، مستلزم فهم نسبت «زمان» و «ماهیت جنگ» است. در دوران جنگ ایران و عراق که در چارچوب جنگ‌های کلاسیک و مبتنی بر تقابل سخت نظامی تعریف می‌شد، تقسیم کار اجتماعی نیز ماهیتی کلاسیک داشت. اما از نظر عملکرد، این موضوع به عنوان بخشی اجتناب‌ناپذیر شناخته می‌شود.

در الگوی جدیدِ منازعات که در ادبیات راهبردی با عناوینی همچون «جنگ ترکیبی» و «جنگ شناختی» معرفی می‌شود، مرز میان جبهه و پشت جبهه کمرنگ شده است.

مردان معمولاً در صفوف نخست نبرد قرار داشتند، در حالی که زنان با انجام وظایف حیاتی در پشت جبهه نظیر ارائه پشتیبانی لجستیکی و درمانی و حفظ پیوستگی خانواده‌ها در واقع نقش مهمی را به عنوان پایه‌های نهفته اما تاثیرگذار مقاومت ملی ایفا می‌کردند.

این بخش «پشت جبهه»، هرچند از لحاظ فیزیکی نسبت به میدان جنگ فاصله داشت، اما در الگوی نوین منازعات که در ادبیات راهبردی از آن با عناوینی چون «جنگ ترکیبی» و «جنگ شناختی» یاد می‌شود. مرز میان جبهه و پشت جبهه فروریخته است.

خیابان‌ها، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به مکان‌های کلیدی برای رویارویی تبدیل شده‌اند. در این وضعیت، آنچه که تحت عنوان «جنگ رمضان» شناخته می‌شود، بیشتر بر پایه‌ی «حضور اجتماعی» و «تصرف فضای عمومی» بنا شده است؛ در این میان، پدیده‌ای معنادار و قابل تحلیل رخ داده است: «پیش‌روی زنان به متن میدان». امروز، حضور گسترده، داوطلبانه و جسورانه زنان و دختران در تجمعات و فضاهای عمومی، نه‌تنها کمّی بلکه از نظر کیفی نیز متمایز است؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از موارد، آنان به بازیگران اصلی صحنه خیابان تبدیل شده‌اند.

این حضور، نشان‌دهنده نوعی «کنشگری فعال اجتماعی» است که بر پایه احساس تعلق به وطن، دغدغه‌مندی نسبت به سرنوشت جمعی و درک مسئولیت تاریخی شکل گرفته است.

زن ایرانی که در گذشته، تکیه‌گاه عاطفی خانواده تعریف می‌شد، امروز این نقش را به سطح جامعه تسری داده و به «تکیه‌گاه روانی و هویتی اجتماع» بدل شده است. این دگرگونی، نه نفی ویژگی‌های عاطفی، بلکه ارتقای آن به سطحی فراتر از یک گروه اجتماعی محدود است؛ جایی که عاطفه، به سرمایه‌ای برای تولید جسارت، پایداری و انسجام تبدیل می‌شود.

شواهد میدانی نیز حکایت از این تحلیل دارد. در جریان تجمعات، هرگاه تهدید یا حمله‌ای از سوی دشمن صورت گرفته، نه‌تنها صحنه خالی نشده، بلکه با حضوری متراکم‌تر و اراده‌ای استوارتر مواجه بوده‌ایم. این «پاسخ اجتماعی»، نشان‌دهنده بلوغ کنش جمعی و شکل‌گیری نوعی «مصونیت روانی» در برابر راهبردهای ارعاب است؛ پدیده‌ای که نقش زنان در آن برجسته و تعیین‌کننده بوده است.

ریشه‌های این نوع عملکرد، البته در حافظه تاریخی ایران نیز قابل ردیابی است. از آرتمیس که در عصر هخامنشیان در میدان نبرد دریایی ایفای نقش کرد تا بی‌بی مریم بختیاری در بستر انقلاب مشروطه که با حضور میدانی و سازماندهی نیروها، به نماد شجاعت زن ایرانی بدل شدند، همگی نشان می‌دهند که «کنشگری در بزنگاه» بخشی از هویت تاریخی زنان این سرزمین است.

در کنار این حضور میدانی، نقش زنان در «فضای خانه» در شرایط بحران نیز واجد اهمیت راهبردی است. خانه، در چنین موقعیت‌هایی، به «سنگر اول امنیت روانی» تبدیل می‌شود. زن، در مقام مادر و مدیر عاطفی خانواده، با ایجاد آرامش، مدیریت اضطراب و تقویت اعتمادبه‌نفس اعضای خانواده، بستر لازم برای حضور آگاهانه و مسئولانه آنان در میدان اجتماعی را فراهم می‌کند. این نقش، به‌ویژه در تربیت نسلی جسور، مسئولیت‌پذیر و دارای هویت جمعی، نقشی بی‌بدیل است؛ نسلی که نه از سر هیجان، بلکه با درک موقعیت، در صحنه حاضر می‌شود.

آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از یک تغییر رفتار، یک «بازتعریف هویتی» است. زن ایرانی، که در روایت‌های کلیشه‌ای، صرفاً موجودی عاطفی و وابسته تصویر می‌شد، اکنون به کنشگری مستقل، اثرگذار و حتی پیش‌برنده در میدان اجتماعی تبدیل شده است. او نه‌تنها تکیه‌گاه خانواده، بلکه تکیه‌گاه جامعه شده و نقش حمایتگر خود را از چارچوب خانه به وسعت و پهنای وطن تعمیم داده است.

این تحول، حامل پیامی روشن برای معادلات قدرت در عصر جدید است: امنیت و اقتدار ملی، صرفاً بر دوش ابزارهای سخت نیست، بلکه بر بنیان مشارکت آگاهانه و جسورانه مردم و به‌ویژه زنان استوار است. زن ایرانی امروز، با حضوری معنادار و استوار، نشان داده است که می‌تواند هم‌زمان «مادر»، «حامی»، و «کنشگر میدان» باشد.

آفرین بر این حمیت و آگاهی، آفرین بر این غیرت و شجاعت و آفرین بر زن ایرانی که تاریخ را نه‌فقط روایت می‌کند، بلکه آن را می‌سازد.

انتهای پیام /

. .

. .

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.